شیطان و مرد مقدس

شیطانی به شیطان دیگر گفت:

 آن مرد مقدس متواضع رانگاه کن که در جاده راه
می رود.

دراین فکرم که به سراغش بروم و روحش را در اختیار بگیرم…

 


رفیقش گفت: به حرفت گوش نمی دهد

تنها به چیزهای مقدس می اندیشد.


اما شیطان دیگر، بدون توجه به این حرف

 خود را به شکل ملک مقرب جبرئیل دراورد

و در برابر مرد ظاهر شد.

 
گفت: آمده ام به تو کمک کنم.

 
مرد مقدس گفت: باید من را با شخص دیگری اشتباه گرفته

 باشی…

من در زندگی ام کاری نکرده ام که سزاوار توجه یک فرشته باشم.


و به راه خود ادامه داد، بی آنکه هرگز بداند از چه چیزی

 گریخته است….

/ 8 نظر / 6 بازدید
شهرزاد قصه گو

يك نفر ..... يك جايي..... تمام روياهاش لبخند توست و زماني كه به تو فكر مي‌كنه احساس مي‌كنه كه زندگي واقعا با ارزشه پس هرگاه احساس تنهايي كردي اين حقيقت رو به خاطر داشته باش يك نفر ..... يك جايي..... در حال فكر كردن به توست[گل] +سلام[لبخند][گل]

بامدادخمار

کسی که مرا بخاطر خوبی هایم می خواهد نمیخواهم، کسی را می خواهم که با دانستن بدی هایم بازهم مرا بخواهد … ارنستو ساباتو

خسرو پيري

من از میان واژه‌های زلال « دوستی » را برگزیده‌ام ، آن‌جا که برف‌های تنهایی آب می‌شوند در صدای تابستانی یک دوست...[گل][گل][گل][گل]

شاپرک

هر کجا ذکر خدا بود تو را یادم هست. هر کجا یاد خدا بود مرا یادم کن.