خود شکستن و از خودگذشتن

چوپان بیچاره تلاش بسیاری می کرد  که آن بز چالاک از آن جوی آب بپرد،

 نشد که نشد. او می‌دانست پریدن این بز از جوی آب همان

و پریدن یک گله گوسفند و بز به دنبال آن همان.

 

 عرض جوی آب، آن قدری نبود که حیوانی چون او، نتواند از آن بگذرد...

 نه چوبی که بر تن و بدنش می‌زد سودی بخشید

 و نه فریادهای چوپان بخت برگشته.

 

پیرمرد دنیا دیده‌ای از آن جا می‌گذشت.

 وقتی ماجرا را دید پیش آمد و گفت:

 من چاره کار را می‌دانم.

آنگاه چوب دستی خود را در جوی آب فرو برد

 و آب  زلال جوی را گل آلود کرد.

 

بز به محض آنکه آب جوی را دید از سر آن پرید

 و در پی او تمام گله پرید.

 

 چوپان مات و مبهوت ماند. این چه کاری بود و چه تأثیری داشت؟

 پیرمرد که آثار بهت و حیرت را در چهره چوپان جوان می‌دید گفت:

 

تعجبی ندارد

 تا خودش را در جوی آب می‌دید، حاضر نبود پا روی خویش بگذارد.

 آب را که گل کردم دیگر خودش را ندید و از جوی پرید.

 

  و فهمیدم این که حیوانی بیش نیست

پا بر سر خویش نمی‌گذارد و خود را  نمی‌شکند,

 چه رسد به انسان که بتی ساخته است از خویش و گاهی آن را می‌پرستد و......

 

چه سخت است خود شکستن و از خودگذشتن

 

.

/ 19 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صبور

چون نامه جرم ما به هم پیچیدند بردند به دیوان عمل سنجیدند بیش از همگان گناه ما بود ولی ما را به رحمت علی(ع) بخشیدند امید در این روز ها و شبهای قشنگ خدا مارو از دعاتون بی نصیب نگذارید. التماس دعا یاحق[گل]

ویولون

بســلـامــتی خُـــدا ☪ در هیـــآهــوی زنــدگــی دریــآفــتمـ چــ ه دویــدن ـهایــی کــ ه فقــط پـاهـآیــمـ را از مــن گرفــت در حــالیــکــ ه گویــی ایســـتـآده بودمـ... چـــ ه غصــه ـهــایی کــ ه فقــط باعثــ سپیــدی مویــمـ شُــد در حــآلیــکـــ ه قصــ ه ای کودکــآنــ ه بیــش نبـــود دریــآفــتمـ کســی هســت کــ ه اگــر بخــوآهــد میشـــود و اگــر نخــوآهــد نمیــشود.. کــآش نــ ه میــدویــدمـ و نـــ ه غصــ ه میــخوردمـ .. فقــط او را میــخوانـــدمـ بــ ه همیـــــن ســــآدگــی [گل]

ویولون

ﺧﺪﺍﯼ ﻣﻦ ﻧﻪ ﺩر ﮐﻌﺒﻪ ﺍﺳﺖ ﻧﻪ ﺩﺭ ﮐﻠﯿﺴﺎ ﻧﻪ ﺩﺭ ﻣﻌﺒﺪ ﺧﺪﺍﯼ ﻣﻦ ﻫﻤﯿﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﯽ ﻫﺎﯾﻢ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﻐﺾ ﻫﺎﯾﻢ؛ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﻢ ﺧﺪﺍﯼ ﻣﻦ ﻧﻤﯽ ﺗﺮﺳﺎﻧﺪ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺁﺗﺶ ﺍﻣﺎ... ﻣﯽ ﺗﺮﺳﺎﻧﺪ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﺩﻟﯽ ﺍﺷﮏ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﯽ ﻧﺎﺣﻖ ﮐﺮﺩﻥ ﺣﻘﯽ ﺧﺪﺍﯼ ﻣﻦ ﻣﯽﺑﯿﻨﺪ ﻣﺮﺍ ﻫﺮﺟﺎ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﻢ ﻣﯽﻓﻬﻤﺪ ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﻫﺮ ﺯﺑﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺳﺨﻦ ﻣﯽﮔﻮﯾﻢ ﺧﺪﺍﯼ ﻣﻦ ﺣﻮﺍﺳﺶ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻫﺴﺖ ﺧﺪﺍﯼ ﻣﻦ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﻫﯿﭻ ﻧﻤﯽﺗﺮﺳﺎﻧﺪ ﺟﺰ ﺑﯽﻓﮑﺮ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻦ ﻭ ﺭﻧﺠﺎﻧﺪﻥ ﺩﻟﯽ ﺧﺪﺍﯼِ ﻣﻦ، ﺧﺪﺍﯼِ ﺗﻤﺎﻡِ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﻫﺎﺳﺖ ...

صبور

صافی آب مرا یاد تو انداخت رفیق تو دلت سبز ، لبت سرخ ، چراغت روشن چرخ روزیت همیشه چرخان ، نفست داغ ، تنت گرم ، دعایت با من روزهایت پی هم خوش باشد.[گل]

انسان

سلام...این آدرس جدیدم[گل]

کامران

پدرم می گوید :کتاب مادرم می گوید :دعا و من خوب می دانم که زیباترین تعریف خدا را فقط می توان از زبان گل ها شنید…به دعاهای قشتگتون نیازمندم[گل]

نیوشا

افزایش بازدید سایت و وبلاگ - واقعی تضمینی www.iAlexa.ir افزایش بازدید سایت شما افزایش بازدید وبلاگ شما افزایش بازدید فروشگاه شما افزایش بازدید چت روم شما افزایش بازدید پیج و صفحه اینستاگرام شما افزایش بازدید گروه وایبر شما افزایش بازدید پیج و صفحه فیسبوک شما افزایش لایک فیسبوک افزایش لایک اینستاگرام افزایش فالوور اینستاگرام افزایش بازدید یوتوب یوتیوب افزایش تعداد دانلود آهنگ شما افزایش پخش آهنگ شما افزایش محبوبیت پست شما مشاوره رایگان : 09194418896 Sms همه و همه در سایت آی الکسا دات آی آر www.iAlexa.ir

کامران

امشب همه نيلوفران مشتاق روي دلبرند/جمع شقايق ها همه مست مي پيغيمبرند/امشب تمام قدسيان مهمان بزم سرمدند/جمع ملائك تا سحر مشغول ذكر احمدند ميلاد دو اختر آسمان ولايت و امامت پيمبري بر شما مبارك باد[گل]