در حضیض هم می توان عزیز بود

 

درختان را دوست می دارم

 

که به احترام تو قیام کرده اند،

 

و آب را

 

که مَهر مادر توست،

 

خون تو شرف را سرخگون کرده است.

 

شفق آینه دار نجابتت،

 

و فلق محرابی ،

 

که تو در آن

 

نماز صبح شهادت گزارده ای.

 

***

 

در فکر آن گودالم

 

که خون تو را مکیده است

 

هیچ گودالی چنین رفیع ندیده بودم

 

در حضیض هم می توان عزیز بود

 

از گودال بپرس!

 

/ 4 نظر / 25 بازدید
چیچک

جنجال بود و... لب تشنه ای درگوشه ی گودال بود و... گودال بود و... ازنیزه و شمشیرمالامال بود و... یا حسین[گل][گل][گل]

انسان

[گل][گل][گل][گل]زیبا نوشتید...[گریه]

مجتبی

وقتــ‗__‗ــی گیــ‗__‗ــج میشــ‗__‗ــدم بـه کلــ‗__‗ــمات پنــ‗__‗ــاه میبــ‗__‗ــردم امــ‗__‗ــان از امــ‗__‗ــروز کــ‗__‗ــه کلمــ‗__‗ــات خودشــ‗__‗ــان هم گیــ‗_‗ــج شــ‗__‗ــده اند ....!

کامران

سلام عزیز امیدوارم عزادریهاتون مورد قبول درگاه خداوند قرار گرفته باشد.[گل]