یک روز دو تا آبادانی واسه هم خالی می بستند .

اولی میگه : ما یه کوه کنار خونه مون داریم که هر وقت می گیم حمید . دو
سه بار میگه حمید…. حمید…. حمید….

دومی میگه : این که چیزی نیست . ما یه کوه داریم کنار خونه مون که هر وقت
می گیم حمید . میگه : کدوم حمید؟