یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی میکردن. پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چند تایی شیرینی با خودش داشت.

 پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه ی تیله هامو بهت میدم؛ تو همه ی شیرینیاتو به من بده.

دختر کوچولو قبول کرد. پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به دختر کوچولو داد.

اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینیاشو به پسرک داد. همون شب دختر کوچولو با آرامش تمام خوابید و خوابش برد.

 ولی پسر کوچولو نمی تونست بخوابه چون به این فکر می کرد که همونطوری که خودش بهترین تیله رو یواشکی پنهان کرده شاید دختر کوچولو هم مثل اون یه خورده از شیرینیهاشو قایم کرده و همه شیرینی ها رو بهش نداده..

نتیجه:

عذاب وجدان همیشه مال کسی است که صادق نیست.

آرامش مال کسی است که صادق است.

لذت دنیا مال کسی نیست که با آدم صادق زندگی می کنه.

آرامش دنیا مال اون کسی است که با وجدان صادق زندگی میکنه.

و یه نکته ی مهم دیگه:

اینکه همه ی آدما بقیه رو از منظر وجدان خودشون میبینن..!