می توانم فرشته ای باشم، برای تو، برای همه

ی آنهایی که دوستشان دارم !

 



می توانم آنقدر زیبا بخندم که ندانند شاید همان

دم، در آن لحظات، اشکی به روی گونه هایم چکید ...

 



می توانم کودک شاد و سربه راهی باشم برای

دل شکسته ی مادرم و دستان خسته ی مردی

که پدری مهربان است ...

 



من می توانم باشم، هر آنکه دیگران می

خواهند و شاد می شوند اگر که آن باشم...

اما، آنچه را که می دانم نبودن هر آنکه می

توانم باشد است و بودن هر آنکه نباید باشم ...!